پاييز نه به هيجان وتازگي و طراوت بهار است و نه گرمي و حرارت تابستان ولي
زيبايي خودش را دارد
ترنم خودش را و
زرد است که لبريز حقايق شده است ?
تلخ است که با درد موافق شده است ?
عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي
پاييز بهاريست که عاشق شده است ! ...
سلام عزيز
چه دشوار است که درست وقتي در شادي حاصل از پويايي ايام، نفسي عميق ميکشي و لبخندي رضايت بخش بر لبانت نقش ميبندد،تيري سهم گين بر قلب خوشي ها فرود آيد.
راست مي گويي خيلي دشوار است اما اين خاصيت دنياست ... و اگر چنين نبود که نامش را دنيا نمي نهادند ... تنها چيزي که اين دنيا را زيبا و هيجان انگيز مي کند "عشق" است...
شکوفه مےزنے و جوانه مےدهے و گرم مےشوے وگرم مےکنے رنگ و بوي ِ عشق مےگيرے وکم کم...هوا سرد مےشود!
سلام وب خيلي خوبي داري .آهنگي که گذاشتي خيلي خوب و آرامش دهنده است .ممنون